تبليغاتX
خزان من تا ابد خزون موند

خزان من تا ابد خزون موند

سرنوشت از من پرزور تر است

سلام


من خونه تکونی کردم

در ضمن دوست ندارم هیچکس حقیقی بودن

 عشقم رو زیر سوال ببره


امیدوارم بفهمین...........

http://www.mehrno0osh.blogfa.com

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 19:53  توسط مهرنوش 

نمیبخشمت ...

بخاطر  تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي ....

بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي ....

نمي بخشمت ....

بخاطر دلي كه برايم شكستي .... ..

بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي .....

نمي بخشمت ....

 بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي .....

بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي ....

 و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي..........

امیدوارم اونقدر قوی  باشم که بتوووونم.........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 10:46  توسط مهرنوش  | 

دیگه حتی نمیگم سلام!!

نمیگم خسته ام!

چون نمیفهمی!!من از من شدن بیزارم........

دلم برای با تو بودن تنگ است!برای تو شدن!!!

همیشه میگفتم تو این دنیا هیچی ارزش مردن نداره حتی شکست!!!

بعضی وقتها میشه تکه تکه های شکسته رو جمع کرد و ......

بعضی وقتها نمیشه..........این بار اگه بشکنم

 دیگه هیچ بند زنی نمیتونه .......................

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385ساعت 9:36  توسط مهرنوش  |